
|
امام سجّاد(عليه السلام) |
|
نام مباركش: على لقب مشهورش: زين العابدين كنيه معروفش: ابو محمد وابو الحسن پدر بزرگوارش: امام حسين بن على (عليه السلام) معلم الشهادة الكبيرمادر مكرمه اش: شهر بانويه دختر يزد جرد آخرين پادشاه ساسانى ولادت باسعادتش: يك شنبه 15 جمادى الاولى يا پنجم شعبان سال 38 هجرى مدينه تاريخ شهادتش: 25 محرم سال 94 يا 95 هجرى مدينه شيوه شهادتش: سمى كه به دستور هشام بن عبد الملك به آن حضرت خورانده شد مدت عمر پر بركتش: حدود 57 سال. مدت امامتش: 34 سال. مزار مطهرش: بقيع، مدينه سيماى امام سجّاد (عليه السلام) در تاريخ امامت اسلام، دقيقاً از آغاز قيام شكوهمند حسينى مى درخشد . واين درخشش از بعد از ظهر عاشوراى سال 61 هجرى گسترش مى يابد واوج مى گيردامام على بن حسين (عليه السلام) پاسدار خون شهيدان وپيام آور نهضت عاشورا به كلّ تاريخ است. مسئوليت خطير او تدوين فرهنگ شهادت است. آنچه اينك ما از آن امام همام بنام صحيفه شجّاديه در دست داريم، از ادبيّات وفرهنگ عاشورا است. به روشنى پيدا است كه در آن هنگامه يأس عقيدتى حاصله از حكومت كودتا ورژيم اموى، داشتن چنين پشتوانه اى عقيدتى براى نسل بريده منفعل همان اندازه سرنوشت ساز بود كه براى نسل معترض ومتأثّر از قيام امام حسين. اين واقعيت انكارناپذير يعنى غلبه معنويت توحيدى بر ماديت دنيوى را در كليه نهضت هاى شيعى از آغاز تا انجام مى توان ديد.در كلام امام سجاد آهنگ جهاد وشهادت به همان اندازه نهفته است كه نغمه هاى ناب عرفانى - توحيدى ونه تنها اين كه حضرتش نيز به تداوم قيام در چهارچوب نهضتهاى شيعى مى انديشيد; رهبرى غير مستقيم قيام مختار بن ابى عبيد ثقفى حد اقل اقدام برجسته ومشخصى در تاريخ شيعه است كه مسئوليت وموقعيت خطير آن حضرت را به وضوح نشان مى دهد. اما آنچه بيشتر اذهان را متوجه خود مى سازد، جوّ فشار وفضاى تيره وتار و خفقان مضاعفى است كه رژيم اموى مروانى در پيروان امام سجاد، ايجاد كرده بود و خود را در اطراف امام بسيج كرده تا هرگونه ارتباطى را از جانب نسل معترض شيعه با امام سجاد قطع كرده باشد. اما عليرغم اين جوّ تند پليسى بى سابقه، رهبرى داهيانه امام سجاد در نهضت هاى شيعى كاملاً مشهود است اين رهبرى به قدرى سرّى وحساب شده بود كه در گذشته وحال، از عوام كه بگذريم، بعضى محققان مسلمان وغير مسلمان را نيز به خطا انداخته كه گويا امام (عليه السلام)كنج عزلت را اختيار كرده ومسئوليت خطير رهبرى ونجات عقيدتى شيعه را در چنان بحران فلج كننده اى رها كرده است وتنها به امامت معنوى بسنده نموده است. كه اگر چنين بود پس چرا رژيم اموى همه جا را به سوزن كشيده بود وبراى انتقام امام (عليه السلام) از مدينه به شام، حضرتش را به غل وزنجير كشيده وبا پليس وپاسدار مخفيانه وشبانه از مدينه خارج كردند، ويا چرا در مسجد مدينه احدى را جرئت نزديكى به امام (عليه السلام)نبود. تا آنجا كه وجود مقدسش براى رژيم اموى غير قابل تحمل بود وسر انجام به فرمان هشام آن حضرت را مسموم وشهيد نمودند.گزيده اى از سخنان وپيامهاى حضرتش نشاه هاى مؤمن: 1 - «قال عليه السلام: علامة المؤمن خمسٌ، الورعُ عندَ الخلوة، والصدقة عند القلة والصبر عند المصيبة، والحلم عند الغضب والصدقُ عند الخوف».(نشانه هاى مؤمن پنج چيز است: اول پرهيز از گناه در جائى كه خالى از مردم است ومراقب ونگهبان وجود ندارد. دوم ; انفاق در راه خدا در هنگام تنگدستى. سوم ; استقامت در برابر حوادث، چهارم ; كنترل نفس وبردبارى هنگام غضب، پنجم ;راستگوئى حتى در شرايط نا مطلوب). شيوه كريم: 2 - «وقال عليه السلام: انّ الكريم يبتهجُ بفضلِه، واللئيم يفتخِرُ بملكه» (انسان بزرگوار به ارزشهاى والاى انسانى وكمالات درونى خوشحال است و شخص پست ومنحط به مال وثروتش مى نازد) اصرار در خير خواهى: 3 - «قال عليه السلام: كثرة النصح يدعو الى التهمة» (خير خواهى بسيار، انسان را در معرض سوء ظن قرار مى دهد). ترس و حياء از خداوند: 4 - «قال عليه السلام: خف الله لقدرته عليك، واستحى منه لقربه منك» (از خدا بترس به خاطر قدرتى كه بر تو دارد، واز او حيا كن به خاطر نزديكى اى كه با تو دارد).
|