فرخنده ميلاد با سعادت بيرقدار كربلا ابا الفضل عليه السلام

 

مژده كه از دامن امّ البنين

مير وعلمدار شه كربلا

ماه بنى هاشم خورشيد حقّ

آنكه شده دست يد اللهيش

اختر تابنده برج حيا

باد سحر هر دم از اين بوستان

خاك درش راز پى توتيا

قبله حاجات كه باب المراد

خاك ز انوار رخش تابناك

گر بكشد تيغ چو شير خدا

ناموران جسته زنامش شرف

هر كه بود طالب ديدار حقّ

طرفه نسيمش دم روح القدس

همچو (رسا) دولت جاويد يافت

سرد زده خورشيد در اين سرزمين

نور دل حيدر وام البنين

كوكب رحمت شه دنيا ودين

چون اسد الله برون زآستين

گوهر رخشنده بحر يقين

مشگ برد تحفه به صحراى چين

حور برد سوى بهشت برين

گشت ملقب ز جهان آفرين

خلد زانفاس خوشش عنبرين

لرزه فتد بر تن شير عرين

تاجوران سوده بخاكش جبين

گو كه در اين آينه حق را ببين

فرش حريمش پر روح الامين

هر كه شد از خرمن او خوشه چين