![]() |
|
|
دل در كنار حرمش عطر و بوي مدينه استشمام ميكند و گويي در مكه بين صفا و مروه به ديدار يار رفته است. بوي بهشت دل و جان هر زائري را شاداب و با نشاط ميكند. در حرمش هميشه بهار است؛ بهار قرآن و دعا، بهار ذكر و صلوات ، بهار يادآور شبهاي قدر، بهار گلدستههاي نيايش ونياز و سيراب نمودن جانهاي تشنه، هر مسافر خستهاي بعد از زيارت با خستگي بيگانه ميشود. هر رهگذر با قدم نهادن در اين حرم ديگر غريبه نيست؛ همه او را ميشناسند، او آشناي دلهاست. اگر حرمش و گنبد و گلدستههاي آن چشم را نوازش ميدهد، محبت و عشقش، نام و يادش، جانها و دلها را آرامش ميبخشد. چراكه اين حرم، حرم اهل بيت، مدفن يادگار رسول، نور چشم موسي بن جعفر عليه السلام، آينه تمام نماي عفاف و پاكي، فاطمه ثاني است. او كه خود دانش آموخته مكتب علوي و سري از اسرار خاندان نبوي بود كه قبل از ولادت، صادق آل محمد عليه السلام آمدنش را نويد داد.
دختري از تبار زهرا سلام الله عليها و چون او حامي ولايت و امامت و چونان زينب، قافله سالاري شايسته اگر فرياد زينب بني اميه را رسوا كرد، فرياد فاطمه معصومه بني عباس را؛ حركت سياسي الهي حضرت از مدينه به سوي مرو و و خراسان حركتي بود عليه طاغوت دوران، هرچند به زيارت برادر و امام زمانش نائل نشد ولي ابلاغ پيام كرد:
او با حركت از مدينه به همراه عدهاي از خاندان پيامبر و ارادتمندان اهل بيت عليهم السلام ثابت كرد كه در همه اعصار قدرتهاي مادي و طاغوتي در برابر پرورش يافتگان اسلام ناب كوچكند. چنانكه زينب سلام الله عليها بر يزيد خروش آورد «اني استصغرك» : « من به تو به ديده حقارت مينگرم»؛ اين حركت الهي، سياسي گرچه ناتمام ماند و بالاخره دختر آفتاب در اين سفر پر بركت خويش به ديدار حق شتافت و با مرگ شهادت گونهاش همه را سوگوار ساخت. اما ديري نپاييد كه همه شاهد ثمرات ارزشمند اين سفر مبارك شدند. آنگاه كه از اين كوثر بيكران عترت، چمشههاي جوشان علوم و معارف جوشيدن گرفت و قم اين حريم مقدس فاطمي مركز نشر معارف حياتبخش اسلامي گرديد و محور قيامها و خيزشهاي ديني بر عليه ستم پيشگان روزگار. و سرانجام در قرن حاضر اين حرم اهل بيت و قم هميشه بيدار بود كه خستگاه قيام الهي به رهبري بزرگ تربيت يافته مكتب ولايت حضرت امام خميني رحمه الله بر عليه ستمگران زمان گرديد؛ كه ثمره ان انقلاب عظيم، نظام مقدسي شد كه نقطه اميد مستضعفان و ملجأ و پناهگاه مظلومان عالم شد.
اين همه ميطلبد كه مقام والاي اين بانوي بزرگ به همگان بويژه نسل جوان معرفي شود و ما مفتخريم كه در اين راستا اجمالي از زندگي و فضايل آن بزرگوار را در اين بخش از كتاب جمعآوري نموده و به شيفتگان خاندان عصمت تقديم مينماييم.
![]() |
فاطمه معصومه سلام الله عليها كيست؟ |
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و القاب ايشان «معصومه»، «كريمه اهلبيت »،«ستي»، و «فاطمه كبري» است. پدرش حضرت موسي بن جعفر عليهم السلام و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا عليه السلام است.
از ولادت تا هجرت:
آن حضرت اول ذي القعده سال 173هـ..ق در مدينه منوره به دنيا آمد. و در سن 28 سالگي در روز دهم يا دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هـ.ق در شهر قم از دنيا رفت.
![]() |
سفر مقدس به شهر مقدس |
:در سال 201 هـ.ق، يك سال پس از سفر تبعيدگونه حضرت رضا عليه السلام به شهر «مرو» حضرت فاطمه معصومه عليها السلام همراه عدهاي از برادران خود براي ديدار برادر و تجديد عهد با امام زمان خويش راهي ديار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسيدند، ولي در آنجا عدهاي از مخالفين اهل بيت با مأموران حكومتي همراهي نموده و با همراهان به نبرد و جنگ پرداختند كه عدهاي از همراهان حضرت در اين حادثه غم انگيز به شهادت رسيدند.
حضرت در حالي كه از غم و حزن بسيار مريضه بود با احساس ناامني در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببريد. زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود: «شهر قم مركز شيعيان ما ميباشد»؛
بزرگان قم وقتي از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالي كه «موسي بن الخزرج» بزرگ خاندان «اشعري» زمام شتر آن مكرمه را به دوش ميكشيدند؛ ايشان در ميان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر مقدس شد و در منزل شخص «موسي بن الخزرج» اجلال نزول فرمود.
آن بزرگوار هفده روز در شهر ولايت و امامت به سر برد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پرودگار متعال بود و واپسين روزهاي عمر پر بركت خويش را با خضوع و خشوع در برابر ذات پاك الهي به پايان رساندند.
![]() |
از آنجا كه معرفت و شناخت ائمه طاهرين و اولياء دين مبين، همان شناخت فضائل و كمالات انساني آن بزرگوار است نه فقط آشناي اجمالي با زندگينامه آنها، در اينجا بعد از بيان اجمالي از زندگي كريمه اهل بيت عليها السلام به ذكر شمهاي از فضائل و مناقب آن حضرت ميپردازيم:
شرافت خانوادگي:
يكي از عاليترين فضائل آن حضرت انتساب ايشان به بيت وحي و رسالت و امامت است.
او «بنت رسول الله (ص)» و «بنت ولي الله» و «اخت ولي الله» و « عمه ولي الله» است و اين امر خود سرچشمه ساير فضائل و كمالات معنوي و روحاني آن بزرگوار ميباشد كه زندگي در جوار امامان معصومي همچون «موسي بن جعفر» و « علي بن موسي الرضا» عليهم السلام و بهرمند بودن از تعاليم عاليه آن رهبران نور و سعادت، خود عامل اساسي در تعالي روح و تكامل درجات علمي و عملي آن حضرت بوده است. بنابراين ميتوان آن حضرت را الگو و نموداري از فضائل اهل بيت عليهم السلام دانست.
![]() |
: بنا به تصريح آيه كريمه قرآن، هدف از خلقت انسان چيزي جز عبادت و بندگي خداوند متعال نيست كه: « و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» : « جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند ( و از اين طريق تكامل يافته و به من نزديك شوند)». آنان كه به اين هدف پي بردند در راه رسيدن به عاليترين مرتبه آن كه حصول يقين و اطمينان و نفس مطمئنه شدن است. سر از پا نميشناسند و بهترين ساعات زندگي خود را زمان عبادت و راز و نياز به درگاه ذات بينياز ميدانند و در خلوت شب سر بر آستان دوست مينهند و راز دل با محبوب خويش ميگويند و عاشقانه با او به گفتگو مينشينند و به اين آرزو زندهاند كه در حال نماز و راز و نياز به ملاقات حق شتابند و مخاطب حضرتش قرار گيرند كه: «يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية» « اي روح آرامش يافته! به سوي پرودگارت برگرد در حالي كه هم تو از خشنودي و هم او از تو خشنود است.»
يكي از عاليترين نمونههاي عبادت و بندگي خدا از خاندان ولايت و امامت، كريمه اهل بيت فاطمه معصومه عليها السلام اوست. او كه عبادت و شب زندهداري هفده روزهاش در واپسين روزهاي عمر شريفش، گوشهاي از يك عمر عبوديت و خضوع و خشوع آن بنده صالح خدا در برابر ذات پاك الهي است و اين بيت النور
و معبد و محراب به يادگار مانده آن صفيه الله است كه ـ از بركات راز و نيازهاي شبانه آن بضعه موسي عليه السلام ـ تادامنه قيامت هدايتگر و الهام بخش بندگان عشاق عبادت و ولايت ميباشد و چه خوش سرودهاند اهل ذوق كه:
اين جايگاه كه آنقدر منور است
اين سجدهگاه دختر موسي بن جعفر است
و بر سر در آن مكان مقدس اين دو بيت به چشم ميخورد كه :
شده بنياد اين كاخ منور به پاس دختر موسي بن جعفر
عبادتگاه معصومه است اينجا كز اينجا قم شرافت يافت ديگر
![]() |
در فرهنگ اسلامي محدثان راستين همواره از حرمت ومنزلت ويژهاي برخوردار بودهاند؛ محدثان و راويان در حفظ و حراست از گنجينههاي معارف و ارزشهاي ديني و ذخاير گرانمايه مكتب تشيع و رشد و تعالي فرهنگ غني اسلامي نقش اول را داشتهاند و حامل ودايع و امانتهاي گرانقدر الهي و رازدار اسرار آل رسول بودهاند.
يكي از والاترين عناويني كه نشان دهنده بلندي مرتبه علم و آشنايي كريمه اهل بيت عليها السلام با معارف بلند اسلام و مكتب حيابخش تشيع است؛ محدثه بودن آن حضرت ميباشد كه بزرگان علم و حديث احاديث وروايات رسيده از آن حضرت را در كتابهاي خود نقل نمودهاند، رواياتي كه به خاطر داشتن مضموني ولايي خود شاهد صدقي بر ولايت محوري بودن آن محدثه آل طه و عالمه آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم ميباشند كه در جاي خود اين روايات ذكر خواهند شد.
او معصومه است:
گرچه مقام عصمت از گناه و مصون بودن از لغزشها «در عين قدرت بر خطا»مقامي است خاص انبياي عظام و اوصياء آنان به ويژه چهارده معصوم پاك عليهم السلام؛ ولي بودند كساني كه به دليل طاعت و بندگي مخلصانه پروردگار و اطاعت و پيروي كامل از رهروان راه پاكي و وارستگي به درجهاي از تقوي و طهارت روحي رسيدند كه از معاصي و رذايل اخلاقي دور مانده و دامن روح و جان خويش را از ناپاكيها زدودند.
فاطمه معصومه عليها السلام كه خود پرورش يافته مكتب ائمه طاهرين عليهم السلام و يادگار صاحبان آيه تطهير است، نمونه عاليي از طهارت و پاكي است به گونهاي كه خاص و عام او را بعنوان معصومه شناختهاند تا بدانجا كه بعضي از بزرگان ايشان را فردي برخوردار از طهارت ذاتي و تالي تلو معصومين عليهم السلام دانسته و حضرت رضا عليه السلام به ايشان لقب معصومه داده و فرموده: «من زار المعصومة بقم كمن زارني»:
كسي كه « فاطمه معصومه» را در قم زيارت كند مثل آن است كه مرا زيارت كرده باشد». و در يكي از فرازهاي زيارت دوم حضرت آمده است كه: « السَّلام’ عَلَيكٍ اَيتَّهَا الطاهٍرَة’ الحَميدَة البَرَّة الرَّشيدَة التَّقيَّة النَّقيَّة»: «سلام بر تو اي بانوي پاك و ستايش شده، نيكوكردار و هدايت شده، پرهيزگار وارسته».
كريمه اهلبيت عليها السلام:
انسان در اثر عبادت و بندگي خداوند متعال ميتواند به جايي برسد كه مظهر اراده حق و واسطه فيض الهي گردد؛ اين ثمره عبوديت و اطاعت كامل از ذات اقدس الهي است چنانچه خود در حديث قدسي ميفرمايد: «يابن آدم انا اقول للشئ كن فيكون، اطعني فيما امرتك اجعلك تقول للشئ كن فيكون»: «فرزند آدم ... مرا اطاعت ن تا تو را چنان نمايم كه (به عنايت من) هر آنچه را اراده كني همان شود».
امام صادق عليه السلام هم ميفرمايد: «العبودية جوهرة كنهها الربوبية»: «بندگي خداوند گوهري است كه نهايت و باطن آن فرمانروايي بر موجودات است».
اولياء خداوند متعال كه در راه بندگي واطاعت گوي سبقت را از ديگران ربوده و اين راه را خالصانه پيمودهاند هم در زندگي پربركت خويش و هم بعد از آن، منشأ كرامات و عناياتي بودهاند كه آثار يك عمر اخلاص و وارستگي آنها است.
و از ديرزمان آستان قدس فاطمي منشأ هزاران كرامت و عنايت رباني بوده است و چه قلبهاي نااميدي كه سرشار از اميد به فضل و كرم الهي و چه دستهاي تهي كه سرشار از رحمت ربوبي و چه انسانهاي بريده از همه جا و نااميد از همه كس كه با دلي شاد و روحي پيوسته به ابديت از درگاه پرفيض و كرم اين كريمه اهل بيت عليها السلام برگشته و براي خود زندگيي بر اساس ايماني مستحكم به ولاي اولياء حق، بنا نهادند.
اينها همه، نشانه بزرگي و عظمت روح آن بنده شايسته و پيوسته به منبع فيض و كرم بيپايان خداي فياض و كريم است. «نمونههايي از كرامات آن بزرگوار به زودي ذكر خواهد شد».
![]() |
:شكي نيست كه داشتن حق شفاعت و رسيدن به اين مقام عظيم، شايستگي لازم را ميطلبد چرا كه خداوند شفاعت كساني را ميپذيرد كه مأذون و مجاز از طرف او باشند «يومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن»: «روز قيامت شفاعت كسي فايده نبخشد جز آن كه خدا اجازه شفاعتش داده باشد». واين اذن به كساني داده ميشود كه به مرتبه عالي از قرب الهي و بندگي خالصانه پروردگار رسيده باشند كه در رأس آنها انبياء و ائمه معصومين عليهم السلام هستند و بعد از آنها اين بندگان خالص حق و اولياء مقرب درگاه خدايند كه هر كدام در حد مقام و درجه معنوي خويش حق شفاعت دارند «از علماء و شهداء و فرزندان شايسته امامان معصوم عليهم السلام».
از جمله كساني كه به شفيعه بودنش در روايات و آثار ديني تصريح شده است، فاطمه معصومه عليها السلام است:
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «تدخل بشفاعتها شيعتي الجنة باجمعهم»: «به شفاعت او(فاطمه معصومه) همه شيعيانم وارد بهشت خواهند شد».
و در زيارت آن حضرت به «دستور امام معصوم عليه السلام گفته ميشود كه: «يا فاطمة اشفعي لي في الجنة» «اي فاطمه معصومه! براي من نزد خدا درباره بهشت شفاعت كن». و اين خود نشاندهنده شأن و مقام بسيار عظيم آن شفيعه روز جزا است چنانچه در فراز ديگري از زيارت مخصوص آمده است كه: «فان لك عند اله شأنا من الشأن». يعني: اين كه ما از تو طلب شفاعت مينماييم به خاطر اين است كه تو در محضر الهي شأن و منزلت وصف ناپذير داري، كه بر خاك نشينان اين عالم قابل تصور نيست و تنها خدا و پيامبر و اوصياء طاهرينش بر آن واقفند.
![]() |
روايات درباره فضيلت زيارت آن بانوي برگزيده اسلام بهترين سند در رابطه با فضايل آن بزرگوار است، كه امامان معصوم پير.وان خود را تشويق و توصيه به زيارت مرقد نوراني ايشان فرمودند و پاداش عظيمي براي آن بيان كردند كه چنين پاداشي در باب زيارت اولاد موسي بن جعفر عليه السلام بعد از حضرت رضا عليه السلام بي سابقه است؛ ما در اينجا چند روايت را ذكر ميكنيم:
اما رضا عليه السلام فرمود: «من زارها فله الجنة»: « كسي كه (فاطمه معصومه) را زيارت كند سزاوار بهشت خواهد بود».
2-امام جواد عليه السلام فرمود: « من زار قبر عمتي بقم فله الجنة»: «كسي كه قبر عمهام را در قم زيارت كند سزاوار بهشت است».
3-امام رضا عليه السلام فرمود, «من زارها عارفا بحقها فله الجنة»: «كسي كه (فاطمه معصومه) را زيارت كند(در حالي كه معرفت به حق او داشته باشد) پاداش او بهشت است.»
4-امام صادق عليه السلام فرمود: «ان لله حرما و هو مكة و للرسول حرما و هو المدينة، و لامير المؤمنين حرما و هو الكوفة و لنا حرما و هو قم و ستدفن فيها امرأة من ولدي تسمي فاطمة، من زارها وجبت له الجنة»: «براي خدا حرمي است و آن مكه است و براي رسولخدا صلي الله عليه وآله و سلم حرمي است و آن مدينه ميباشد و براي اميرالمؤمنين عليه السلام حرمي است و آن كوفه است و براي ما حرمي است وآن شهر قم ميباشد و بزودي زني از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد كه نامش فاطمه است؛ هر كس او را زيارت كند بهشت بر او واجب خواهد شد».
اين روايت با توجه به اينكه قبل از ولادت موسي بن جعفر عليه السلام از امام صادق عليه السلام صادر شده است دليل بسيار روشني است بر اينكه آمدن حضرت فاطمه معصومه به قم و دفن آن بزرگوار در حرم اهل بيت جزء اسرار غيبي بوده و تحقق آن خود دليل روشني بر حقانيت مكتب امامان معصوم عليهم السلام ميباشد.
5-امام رضا عليه السلام به سعد اشعري قم، در ملاقاتي فرمود: از ما قبري در ميان شما، هست، سعد عرض كرد: فدايت شوم قبر
فاطمه دختر حضرت موسي بن جعفر عليه السلام را ميفرمايي؟
فرمود: «آري، هر كس قبر او را با معرفت به حقش، زيارت كند، پاداش او بهشت است، وقتي كه كنار قبرش رفتي، در جانب سر، رو به قبله بايست و 34 بار الله اكبر و 33 بار سبحان الله و 33 بار الحمدلله بگو، آنگاه بخوان: السلام علي آدم صفوة الله.... تا آخر زيارت»
و در كتاب انوار المشعشين ذكر شده: «شخصي به زيارت حضرت رضا عليه السلام رفته بود، پس از بازگشت و عبور از راه همدان، به قصد كربلا حركت ميكرد، در عالم خواب، حضرت رضا عليه السلام را ديد كه به او فرمود: «چه ميشد اگر از قم عبور ميكردي و قبر خواهرم را زيارت مينمودي؟»
![]() |
:1-حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه و سكينه دختران امام حسين عليه السلام از ام كلثوم دختر فاطمه زهرا سلام الله عليها از فاطمه زهرا سلام الله عليها نقل ميكند كه فرمود: آيا فراموش كرديد كلام رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را در غدير خم كه فرمود: « هر كه را من مولاي اويم علي مولاي اوست».
وكلام ديگرش كه فرمود: «تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسي هستي».
2-حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از زينب دختر اميرالمؤمنين عليه السلام از حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها نقل ميكند كه فرمود: «همانا هر كه با محبت آل محمد بميرد شهيد مرده است».
3-حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين از فاطمه زهرا سلام الله عليها نقل ميكند كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: هنگاميكه مرا به آسمان بردند داخل بهشت شدم در آنجا قصري از رد سفيد ميان خالي ديدم كه داراي دري بود زينت شده با در و ياقوت و بر آن در پردهاي آويخته بود.
من سرم را بلند كردم، ديدم بر در نوشته است: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي القوم»، يعني:« خدائي جز خداي يگانه نيست، محمد رسول خداست، علي ولي و صاحب اختيار مردم است». و بر پرده نوشته شده بود: «بهبه، كيست مثل شيعيان علي»؟
داخل شدم، در آنجا قصري از عقيق سرخ ميان خالي ديدم كه دري داشت از نقره كه به زبرجد سبز زينت شده بود و بر آن در نيز پردهاي آويخته شده بود سرم را بلند كردم، ديدم بر در نوشته شده: «محمد رسول خداست علي وصي مصطفي است» و بر پرده نوشته شده: «بشارت بده شيعيان علي را بحلال زادگي».
داخل شدم، قصري از زبرجد سبز ميان خالي ديدم كه بهتر از آن نديده بودم، اين قصر دري داشت از ياقوت سرخ كه با لؤلؤ زينت شده بود و بر آن در پردهاي آويخته شده بود، سرم را بلند كردم ديدم بر پرده نوشته شده: «شيعيان علي رستگارانند».
گفتم: اي حبيبم جبرئيل! اين قصر از آن كيست؟ گفت: از آن پسر عمو و جانشين تو علي بن ابيطالب است. و همه مردم در روز قيامت برهنه و پاي برهنه محشور ميشوند مگر شيعيان علي. و همه مردم را باسم مادرشان صدا ميزنند مگر شيعيان علي كه باسم پدرانشان صدا زده ميشوند.
4-حضرت معصومه سلام الله عليها هنگاميكه در ساوه مريض شده به اطرفيانش فرمود: مرا به قم ببريد زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود: « شهر قم مركز شيعيان ما ميباشد».
![]() |
:با توجه به اينكه شفاي مريضان و قضاي حوائج مردم ببركت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله عليها بيش از حد ضبط و نگارش است و مسلما اكثر آنها اصلا ثبت نشده و كسي از آنها اطلاع ندارد، بعنوان تيمن و تبرك بذكر سه مورد اكتفا ميشود.
شفاي مريض
يكي از خدام حرم نقل ميكند: عموي من بمرضي مبتلا بود بحدي كه انگشتها او سياه شده بود. اطباء از معالجهاش عاجز و جراحان اتفاق نمودند كه فردا بايد عمل شود. او گفت: حال كه تصميم بر عمل داريد امشب مرا در حرم تنها بگذاريد. او را بحرم برده درها را بستند و او در پاي ضريح تنها مانده تا صبح گريه و ناله ميكرد، نزديك صبح خدام شنيدند صدا ميزند در را باز كنيد كه حضرت مرا شفا داد، وقتي در را باز كردند با روئي خندان چنين گفت: در خواب ديدم بانوي مجللهاي آمد و فرمود: چرا ناراحتي؟ جريان مرض را گفتم و عرض كردم: يا شفا يا مرگ از خدا ميخواهم. حضرت گوشه مقنععه خود را چند مرتبه بپاي من ماليد و فرمود: ترا شفا داديم. عرض كردم: شما كيستيد؟ فرمود: مرا نميشناسي و حال آنكه از خدام من هستي؟ من فاطمه دختر موسي بن جعفرم.
نجات گمشده:
خادم و كليددار حرم و مكبر مرحوم آقاي روحاني كه از علماء و امام جماعت مسجد امام حسن عسكري عليه السلام بوده ميگويد: شبي از شبهاي سرد زمستان در خواب حضرت معصومه سلام الله عليها را ديدم كه فرمود: بلند شو و بر سر منارها چراغ روشن كن. من از خواب بيدار شدم ولي توجهي نكردم. مرتبه دوم همان خواب تكرار شد و من بي توجهي كردم. در مرتبه سوم حضرت فرمود: مگر نميگويم بلند شو وبر سر مناره چراغ روشن كن! من هم از خواب بلند شده و بدون آنكه علت آنرا بدانم در نيمه شب بالاي مناره رفته و چراغ را روشن كردم و برگشته خوابيدم. صبح بلند شدم و دربهاي حرم را باز كردم و بعد از طلوع آفتاب از حرم بيرون آمدم. با رفقايم كنار ديوار و زير آفتاب زمستاني نشسته صحبت ميكرديم كه متوجه صحبت چند نفر زائر شدم كه بيكديگر ميگويند: معجزه و كرامت اين خانم را ديديد! اگر ديشب در اين هواي سرد و با اين برف زياد چراغ مناره حرم اين خانم روشن نميشد ما هرگز راه نمييافتيم و در بيابان هلاك ميشديم.
خادم ميگويد: من نزد خود متوجه كرامت و معجزه حضرت و نهايت محبت و لطف او به زائرينش شدم.
آمدن امام زمان به زيارت حضرت معصومه سلام الله عليها:
آقاي سيد عبدالرحيم نقل كرده كه شبي خواب ديدم: در قبرستان بزرگ قم جمعيت زيادي ميباشند و شخص بزرگواري از زير بازارچه سوار بر اسبي بيرون آمد و شخص ديگري عقب او ميآيد. ناگهان شنيدم كسي ميگفت: «اين حضرت حجة عليه السلام ميباشد».
حضرت بر در صحن تشريف آورده پياده شدند و وارد حرم گرديدند من نيز بدنبال حضرت وارد حرم شدم و بغير من كسي در حرم نبود.
حضرت صاحب الامر عليه السلام بالاي سر حضرت معصومه سلام الله عليها تشريف آورده مشغول زيارت شدند، و پس از زيارت از حرم خارج شده و رفتند.
![]() |
روايات بسيار درباره ارزشهاي معنوي و احترام «قم» از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و امامان عليه السلام به ما رسيده، كه در اينجا به ذكر چند روايت ميپردازيم.
1- امام صادق عليه السلام فرلمود: «براي خدا، حرمي است و آن مكه است، و براي پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم حرمي است و آن مدينه است، براي علي عليه السلام حرمي است آن كوفه است، از براي ما حرمي است و آن قم است، و به زودي بانويي از نوادگان من در اين سرزمين دفن شود كه نام او فاطمه سلام الله عليها است كسي كه (مرقد) او را زيارت كند بهشت بر او واجب ميشود روايت كننده گويد. امام صادق عليه السلام قبل از آنكه امام موسي بن جعفر عليه السلام پدر بزرگوار حضرت معصومه سلام الله عليها به دنيا بيايد اين گفتار را فرمود».
2-نيز آن حضرت فرمود: «شهر قم، شهر ما و شيعيان ما است اين شهر پاك و مقدس ميباشد مردم اين شهر «ولايت» (امامت و دوستي) ما را پذيرفتهاند، و تا وقتي كه منحرف نشوند، هركس قصد سويي به آنان داشته باشد به مجازات خود ميرسد، و اگر خيانت كنند، خداوند شاهان ستمگر را بر آنان مسلط مينمايد، اما آنها ياران قائم ما (امام مهدي – عج) و خواهان حق ما هستند امام صادق عليه السلام سرش را به سوي آسمان بلند كرد و گفت : «اللهم اعصمهم من كل فتنة.....؛ خداوند آنها را از هرگونه آشوب و هلاكتي ، حفظ كن و نجات بده».
3-حضرت عبدالعظيم حسني عليه السلام از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه حضرت موسي بن جعفر عليه السلام فرمود, «قم عش آل محمد صلي الله عليه و آله و مأوي شيعتهم ؛ قم آشيانه آل محمد (كه درود خدا بر آنها باد) و پناهگاه شيعيان آنها است...»
4-امام صادق عليه السلام در ضمن گفتاري فرمود:
«تربة قم مقدسة ؛ خاك سرزمين قم مقدس است».
5-و نيز فرمود: «وقتي كه بلاها و دشواريها به شما رو آورد، به قم برويد، قم پناهگاه فرزندان فاطمه عليها السلام است، و محل استراحت و آسايش (معنوي) مؤمنان ميباشد...» مضمون اين مطلب از حضرت رضا عليه السلام نيز نقل شده است.
6-و در گفتاري ديگر از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده كه فرموده:«و فتح اليه باب من الجنة ؛ دري از درهاي بهشت به سوي قم، گشوده ميشود».
از آنجا كه گفتهاند: «شرف المكان بالمكين» : (شرافت مكان؛ به خاطر ساكنان آن است) راز و رمز مهم ارزش اين سرزمين به خاطر مردم با ايمان و علم و فقها و مراجع رباني است، و در رأس آنها به خاطر مرقد شريف حضرت معصومه سلام الله عليها و ساير بستگان امامان عليهم السلام است، و به خاطر تجمع انصار مهدي (عج) در اين ديار ميباشد.
7-سليمان بن صالح ميگويد: «روي در محضر امام صادق عليه السلام بودم، از فتنه و ظلم طاغوتهاي بني عباس، سخن به ميان آمد، به آن حضرت عرض كرديم: «براي حفظ جان خود به كجا برويم»؟
فرمود: «به سوي كوفه و قم واطراف اين دو مركز برويد، سپس افزود «شيعيان و دوستان در قم هستند، و به قدري قم مورد توجه مردم قرار ميگيرد، كه ساختمانهاي بسيار در اين شهر ميسازند (و طبق روايت ديگر) به اندازهاي قم وسعت مييابد كه به اندازه خوابگاه يك اسب به هزار درهم خريداري ميشود».
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ميفرمايد: «هنگامي كه خداوند مرا به آسمانها عروج داد، جبرئيل مرا بر شانه راستش حمل ميكرد؛ در اين هنگام به سرزميني در «ارض جبل نگاه كردم كه سرخ رنگ و خوش رنگتر از زعفران و خوشبوتر از مشك بود. ناگهان ديدم كه در آن سرزمين پيري قرار دارد كه كلاه درازي بر سر نهاده است. از جبرئيل پرسيدم: اين سرزمين سرخ رنگ و خوشرنگتر از زعفران و خوشبوتر از مشك كجاست؟
گفت: «ين سرزمين شيعيان تو و شيعيان وصي تو علي عليه السلام ميباشد».
گفتم: «اين پيري كه كلاه بلند بر سر دارد كيست؟»
گفت: «ابليس(پدر شيطانها)است!!!»
گفتم: «او از مردم اين سرزمين چه ميخواهد»
گفت: «ميخواهد آنها را از زير پرچم ولايت علي عليه السلام خارج سازد، و آنها را به فسق و آلودگي دعوت كند»
گفتم: «اي جبرئيل ! مرا به آنجا ببر» .
جبرئيل سريعتر از برق، مرا به آن سرزمين آورد و به ابليس گفتم: قُم يا ملعون فشارك اعدائهم في اموالهم و اولادهم و نسائهم، فان شيعتي و شيعة علي عليه السلام ليس لك عليهم سلطان ».
برخيز و برو اي ملعون! برو در اموال و فرزندان و زنان دشمنان آنها شركت كن زيرا تو به شيعه من و شيعه علي عليه السلام راه نفوذ و سلطه نداري .
![]() |
| آتش موسي عيان از سينه سيناستي | يا كهز رين بارگاه بضعه موساستي |
| بضعه موسي بن جعفر فاطمه كز روي قدر | خاك درگاهش عبير طره حوراستي |
|
نوگلي رنگين ز طرف گلشن ياسين بود |
آيتي روشن ز صدر نامه طاهاستي |
| پرتوي از آفتاب اصطفاي مصطفي | زهرهاي از آسمان عصمت زهراستي |
| صحن او را هست اقصي پايه عزت جنان | كز شرف مسجود سقف مسجد اقصاستي |
| پستي از صحن حريمش را به پاطاق حرم | كين مكان عزت و آن مسكن غبراستي |