على (ع)در منظر انديشه ها

 

 ابو بكر بن ابي قحافه

عمر ابن خطاب

  محمد بن ادريس شافعى پيشواى مذهب شافعى 

زمخشرى مفسر بزرگ سنى مذهب

ابن ابي الحديد از دانشمندان بزرگ سنى معتزله 

عبد الفتاح عبد المقصود استاد دانشگاه اسكندريه مصر

 دکتر طه حسین نویسنده و دانشمند مشهور مصری

پروفسور عباس محمود عقاد

ميخائيل نعيمه نویسنده مشهور مسيحى عرب

جرج زيدان 

توماس كار لايل فيلسوف و نويسنده مشهور انگليسى

دکتر بولس سلامه نويسنده و شاعر سر شناس مسيحى

 فؤاد جرداق شاعر مسيحى

سليمان كتانى اديب مسيحى

 

 

ابوبكر بن ابي قحافه:

« مرا به خود واگذاريد و از من دست بكشيد من بهترين شما نيستم در حالى كه على ميان شماست » .

( أقيلوني لست به خير منكم و على فيكم )

در جاى ديگر مى گويد : « على نزديكترين مردم به خدا ، و بهترين فرد از نظر منزلت و بالاترين كس از خدمت فداكارى و مجاهدت است » .

 

عمر ابن خطاب :

« ما ، در زمان پيغمبر چنان به على مى نگريستيم كه بر ستارگان نگاه مى كنيم » .

و در جاى ديگر مى گويد : « اگر على نبود هر آينه عمر هلاك مى شد » .

 

محمد بن ادريس شافعى پيشواى مذهب شافعى :

« دوستى على سپر آتش دوزخ است . او امام انسانها وپريان است . او وصى به حق مصطفى و تقسيم كننده بهشت و دوزخ است . . » .

در جاى ديگر مى گويد : « اگر على معنويت خويش را آنچنان كه بود ظاهر مى كرد همه به او سجده مى كردند » .

 

زمخشرى مفسر بزرگ سنى مذهب :

« من چه بگويم در باره مردى كه فضايل1585;ا دشمنانش از راه كينه جويى و حسد انكار كردند ، دوستانش از ترس و بيم پنهان داشتند ، باز از اين ميان آن قدر فضيلتهاى وى

انتشار يافت كه غرب و شرق را فرا گرفت » .

 

ابن ابي الحديد :

 ابن ابي الحديد از دانشمندان بزرگ سنى معتزله :

« اى على عالم برين و جهان ملكوت ، همان تربت پاكى است كه جثه مقدس تو را در برگرفته است ، اگر آثار حدوث در وجود تو آشكار نگشته بود ،

مى گفتم : تو بخشنده روان كالبدها و گيرنده جان جاندارانى ! اگر عوامل مرگ طبيعى در وجود تو اثر نگذاشته بود ، مى گفتم : تو روزى ده همگانى ! تويى كه كم و زياد هر گونه بخواهى مى بخشى »

در جاى ديگر مى گويد : « چه بگويم در باره مردى كه همه فضيلت ها به او منتهى مى شود و هر مكتب و هر گروهى خود را به او منسوب مى سازد ، آرى اوست رئيس همه فضيلتها . . . » .

 

عبد الفتاح عبد المقصود استاد دانشگاه اسكندريه مصر :

l عبد الفتاح عبد المقصود استاد دانشگاه اسكندريه مصر در كتاب ارزشمند الامام على مى نويسد :

« من همواره اخلاق و موهبتهاى الهى وآنچه را كه تشكيل دهنده شخصيت است ، مقياس شناختن عظمت انسانى قرار مى دهم . از اين رو بعد از محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)كسى را نديده ام كه شايسته باشد پس از او قرار گيرد ، يا بتواند در رديفش بيايد ، جز پدر فرزندان پاك و برگزيده پيامبر « يعنى على بن ابى طالب » و من در اين سخن به طرفدارى تشيع وادار نشده ام ، بلكه اين رأيى است كه حقايق تاريخ به آن گويا است .

امام « على » برترين مردى است كه م&; در روزگار تا پايان عمر خود چون او نزاييده و اوست كه هرگاه هدايت طلبان به جستجوى اخبار و گفتارش برآيند ، از هر خبرى براى آنان شعاعى مى درخشد . آرى او مجسمه اى از كمال است كه در قالب بشريت ريخته شده است . . . » .

 

دکتر طه حسین نویسنده و دانشمند مشهور مصری :

« على از خود خشنود نمى بود مگر وقتى كه حق جامعه و مردم را اداء كرده باشد ، يعنى نماز را براى مردم به پا داشته باشد ، و با رفتار و گفتار مردم را تعليم داده ، وشبانگاه شام فقيران را داده باشد ، و محتاجان را از سؤال بى نياز كرده باشد . . .

على مردم را با سيره و رفتار خود موعظه مى كرد . آرى او هم امام مردم بوده

و هم معلم آنان . . . » .

 

 پروفسور عباس محمود عقاد :

« على كسى است كه متجاوز از هزار و سيصد سال ، ميليونها نفوس در باره او به بحث و تحقيق و مطالعه پرداخته اند ، و او را « نمونه كامل و اعلاى بشر » دانسته ، و فرد منحصر به فرد « انسان كامل » شناخته اند  » .

 

ميخائيل نعيمه نویسنده مشهور مسيحى عرب :

 

« در واقع بر هر مورخ و نويسنده اى به هر اندازه كه باهوش و با شخصيت ، نكته سنج و نابغه هم باشد امكان ندارد كه حتى در هزار صفحه بتواند تصوير كاملى از بزرگانى كه رديف على هستند بكشد و براى شما مجسم سازد و بتواند رويدادهاى مهمى را كه در دوران آن به وقوع پيوسته به نحو شايسته اى روشن سازد پس آنچه را كه على در باره آن فكر و دقت نموده و آنچه كه اين شخصيت بزرگ عربى بين خود و خداى خود گفته و عمل كرده است از امورى است كه هرگز هيچ گوشى آن را نشنيده و هيچ چشمى آن را نديده است و البته آن خيلى بيشتر از آن است كه با دستش نمودار و يا با قلم و زبانش آشكار كرده است و بنابر اين هر صورتى كه ما از او ترسيم و نقاشى كنيم مسلماً تصوير ناقص خواهد بود » .

 

جرج زيدان :

« آيا على پسر عموى پيامبر و جانشين و داماد او نبود ؟ آيا او آن دانشمند پرهيز كار ودادگر نبود ؟ آيا او آن مرد با اخلاص و غيور نبود كه در پرتو مردانگى و غيرتش اسلام و مسلمانان عزت يافتند ؟ شخص على مظهر كامل صفات حسنه و خصال پسنديده بود و بر تمام ياران پيامبر فزونى داشت » .

 

توماس كار لايل فيلسوف و نويسنده مشهور انگليسى :

« اما على ، ما را جز اين نرسد كه او را دوست بداريم و بدو عشق بورزيم ، چه او جوانمردى عالى مقدار و بزرگ نفس بود . از سرچشمه وجدانش مهر و

نيكويى سيل آسا سرازير مى گشت ، از دلش شعله هاى نيرومندى و دلاورى زبانه مى كشيد . شجاعتر از شير ژيان بود ، اما شجاعتى ممزوج با مهربانى و لطف و رأفت و دل نرمى . . . » .

 

دکتر بولس سلامه نويسنده و شاعر سر شناس مسيحى :

« من يك مسيحى هستم ، ولى ديده باز دارم و تنگ بين نيستم ، من يك مسيحى هستم كه در باره شخصيت بزرگى صحبت مى كنم كه مسلمانان در باره او مى گويند : خدا از او راضى است ، صفا با اوست و شايد هم خدا به او احترام بگذارد . . .

على جايى را اشغال كرده است كه يك دانشمند ، او را ستاره درخشان آسمان علم و ادب مى بيند ، و يك نويسنده برجسته از شيوه نگارش او پيروى مى كند ، و يك فقيه ، هميشه بر تحقيقات و پديده هاى او تكيه دارد . . . و هيچ كتابى جز قرآن بر كتاب او برترى ندارد » .

 

فؤاد جرداق شاعر مسيحى :

« هر گاه دشواريهاى زندگى رو به من مى آورد و از رنجهاى روزگار آزرده مى شوم به آستان على از اندوه خود پناه مى برم زيرا او پناهگاه هر ماتمى است .

او بر ستمكاران همچون رعد و بر شكست خوردگان ياورى دلسوز و مهربان است » .

 

سليمان كتانى اديب مسيحى :

« هر سخنى در باره على بن ابى طالب گفته شود كه او را در مكان و زمان محصور دارد جز سخن پردازى و ترتيب الفاظ نخواهد بود آن هم الفاظى بسته و مرده كه روح معانى بدان در نتواند آمد » .